الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
171
دقائق العلاج ( فارسي )
بايد خون را بيرون كشيد و تأخير روا نيست مگر آنكه مانعى در كار باشد . ممكن است نابهنجارى خون از نظر كيفيت و چگونگى آن باشد نه از جهت كميت كه اگر كم باشد ممكن است با صافكنندهها خون را پاك كرد و خون گرفتن لازم نيست اما اگر نابهنجارى زياد باشد بناچار بايد اندازه خون را كم كرد و گرنه روح آزرده مىشود . پس از آن بايد از صافكنندهها استفاده كرد و اين كار از داروهاى زيادى برميآيد كه از آنها نام مىبريم : كسفره ( گشنيز ) ، امبرباريس ( زرشك ) ، ريباس ( ريواس ) ، حماض ( ترشك ) ، اجاص ( آلو ) ، رمان ( انار ) ، ورد ( گل سرخ ) ، فرنجمشك ( قرنفل بستانى ) ، بنفسج ( بنفشه ) ، عرق السوس ( ريشه شيرينبيان ) ، خوخ ( هلو ) ، سماق ( سماق ) ، طباشير ( طباشير ) ، صندل ابيض ( صندل سفيد ) بزر خس ( تخم كاهو ) ، بزر قطونا ( تخم اسفرزه ) ، رب التفاح ( رب سيب ) ، شاهترج ( شاهتره ) ، ليمون ( ليمو ) ، الاهليلج الاسود ( هليله سياه ) ، هندبا ( كاسنى ) ، بزر الرجله ( تخم خرفه ) ، شعير ( جو ) ، ماء الشعير ( جوآب ) همچنين جوشانده آويشن و عناب در چهارده برابرش آب و توضيح اينست كه عناب خون را غليظ مىكند و اينكه پارهاى گمان مىكنند كه خون را صاف مىكند چنين نيست بلكه رقّت خون از صفرا و غلظتش از بلغم است و عناب رطوبت آن را زياد و حرارتش را كم مىكند و اينكه بعد از نوشيدن عناب ديده مىشود كه رنگ خون صاف شده از زيادى رطوبت و برودت و كمى حرارتست و عدس نيز خون را بخصوص در وقتىكه در ترشيها پخته شده باشد غليظ مىكند . اما داروهائيكه خون فاسد را به ظاهر بدن مىكشند و در حصبه و مطبقه به آنها نياز داريم عبارتند از : عنب الثعلب ( تاجريزى - روپاس ) عدس گل سرخ